سلام عروسکای ناز میدونین قبل از اینکه اینجا یه دفتر خاطرات درست کنم واسه شما دوتا .یه وبلاگ دیگه داشتم که البته هنوزم هست واسه من و بابا جونی غزل ناز ولی بعد از اینکه عروسک بعدی اومد توی شیکمم گفتم باید حساب شما رو جدا کنم وخاطراتتون رو اینجا ثبت کنم هر چند که من تو دفتری هم به طور جداگانه یادداشت میکنم به هر حال این اولین پست و شروع دفتر تو وآبجی کوچولوته فعلا که پنج روزه که سرما خوردی غزلم وامروز خوشبختانه بهتری اما حالا که تو بهتری باباجونی سرما خورده انگار من نمیتونم تا یکی دو هفته دیگه نفس راحت بکشم اخه بابای کم مریض میشه ولی اگه یه بار مریض شه یه مریضیه پدر مادر دار میشه وطولانی...... خلاصه خدا به من ...